مبينامبينا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

عشق مامان وبابا

ما موفق شدیم

سلام من بلاخره موفق شدم بعد از مدت ا بیام اخه نمیدونم به دلیل برخی مسایل مهندسی که سر در نمیارم من نمیتونستم نی نی وبلاگ رو باز کنم وامشب بابای مبینا زحمت کشید ومشکل رو حل کرد ومن تونستم بیام هوراااااااااااااااااااااااااااااا بابایی دوست داریم بابایی دوست داریم واما از مبینا بگم که همه جونم وعشق من مبینا خانم به خاطر دندونهاش حسابی کلافه هست ومامانی رو بیچاره کرده از بس  بهونه میگیره الهی مامان قربون اون دندونهاش بره که دلم میره با دیدنشون وقتی لبخند میزنه انگار دنیا مال منه همه وجودم قلقلی مامان دوستشششششششششششش دارم من خیلی خوابم میاد بعدا میام ومینویسم وعکس میزارم فعلا  خداحافظ ومثل همیشه خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت...
2 آذر 1390

خدایا شکر

خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتت خدایا مثل همیشه تا همیشه شکرت  خدایا ممنونتم  الان که این ژست رو میزارم دخترم دو ماه ونیم شده و الان خوابه خدایا نمیتونم بنده خوبی باشم فقط میتونم بنده شاکری باشم خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت اول از همه یک سلام گنده به همه به خاطر غیبت طولانیم دوما از همه بابت تبریک ها واحوالپرسی ها ممنونم ببخشید که خیلی دیر کردم آخه خیلی سرم شلوغه وهمش در حال دویدن هستم از اول براتون میگم  از روز زایمان تا حالا قراربود پنجشنبه ۴ شهریور برم بیمارستان اما از دوشنبه شب تکون های دخترم کم شد ومن نگران تا اینکه سه شنبه صبح با خوردن کلی شیرینی و آب قند تقریبا دو تا تکون حس کردم ود...
2 آذر 1390

دختر خوشگلم دوستت دارم

اول از همه مثل همیشه خدا رو شکرمیکنم   خدایا شکرت خدایا هنوز هم باورم نمیشه که دخترم پیشم هست ومن دیگه یک مادر هستم خدایا ممنونتم خدایا هزاران مرتبه شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت واما سلام وهزار تا معذرت خواهی به خاطر این همه تاخیر این چند وقته خیلی مشغول بودم  واصلا وقت نکردم بیام وبلاگ دخترم رو آپ کنم وحالا از دخملکم بگم که همه جون و نفس من شده با خنده هاش بهم انرژی میده وبا صدای قشنگش بهترین ترانه زندگیم رو بهم هدیه داده با اسباب بازی هاش بازی میکنه ودو روز که میتونه وسایل رو به دست بگیره وکنترل کنه وبه دهانش میبره خلاصه همه زندگیم شده  و هر لحظه از بودنش لدت میبرم راستی هفته پیش گوشش رو سوراخ کردیم ...
2 آذر 1390

تولدت مبارک

سلام سلام  هزار تا سلام  به همه گل خوشگل من یک ساله شد هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااا خداجونم ممنونم  هزاران بار ممنونم باورم نمیشه یک سال گذشت .  مبینا ناناز مامان یک سال رو در کنار ما گذرونده وهمه زندگی ما شده وبه افتخار اولین سال تولد خاله ها وعموهای مهربون اومدند ودرکنار همه تولد مبینارو جشن گرفتیم از همشون ممنونیم که در کنارمون بودند ودر شادیمون شریک بودند . حالا از دخملم وتولدش بگم راستی اول باید از بابا جون  مبینا خانم همسر گرامی بنده که من رو حسابی شرمنده کردن تشکر کنم چون واقعا زحمت کشیده بود اول که از ظهر که اومد خونه در مرتب کردن خونه حس...
2 آذر 1390

من ومبینا اومدیممممممممممممممممم

یک سلام بلند به همه دوستهای خوبم   واااای خیلی دلم براتون تنگیده بود برتون یک عالمه حرف دارم ویک معذرت خواهی گنده به خاطر این همه تاخیر اول از همه مثل همیشه خدارو شکر میکنم هزاران بار شکر میکنم ویعد از شکر پروردگارم  از دخملم  که  همه زندگیمون شده میگم  از مبینا گلی نازم  بگم که امروز یازده ماه و نه روزه هست تو این چند وقت اونقدر مشغولم کرده که اصلا وقت آپ کردن وبلاگ رو نداشتم واصلا وقت به هیچ کاری نمیرسه . از شیطنت هاش هرچی بگم کم گفتم خلاصه دلم با هر کاری از طرف مبینا میره دلم میخواهد بخورمش عشق مامانی شده  البته بگم باباییش هم که براش دلش میره فقط حیف که خیلی لجباز وقهریه همه چیز ...
2 آذر 1390

مبینا در هفته ای که گذشت

سلام به همه دوست جونهای گلم   اول از همه به خاطر داشتن مبینا مثل همیشه خدارو هزار مرتبه شکر میکنم واز مبینام بگم که تو این هفته که گذشت چه دسته گلهایی به آب داده اول از همه گوشواره اش رو گم کرد وما همچنان نگرانیم که نکنه خورده باشههههههههههههههه ای واای بر من دوم اینکه طی یک اقدام  خشونت آمیز  اسباب بازیش رو که یک مرغابی کوکی بود بی بال و پر کرد وما بعد از چند ساعتی متوجه شدیم که یک  تکه کوچک از بال مرغابی بیچاره نیست وما هم باز همچنان نگران که نکنه خانم شکمو او رو هم خورده راستش گوشواره رو  یک کوچولو شک دارم که خورده باشه ولی این  تکه اسباب بازی بد جوری نگرانم کرده به همین خاطر روانه دکتر...
2 آذر 1390

مبینای من

سلام سلام ما اومدیم مامانی امروز اومده از مبینا جونی بگه از شیطونی ها ودلبری های مبینا خانم مبینا خانم اولا خیلی لوس بابایی شده از لب به باباش بوس میده وای وای بعدش هم که حسابی لوس مامان شده وبغل هرکی باشه تا من رو میبینه میزنه زیر گریه دیگه از مبینا خانمی بگم که ٤تا دندون  کامل ودوتا دندون توراهی داره که امانش رو بریده ومامانیش رو بیچاره کرده مبینا خانم تنبل تشریف دارند واصلا انگار حالا حالاها نمیخواهن راه برن وفعلا فقط با کمک می ایسته باکمک گرفتن مبل ومیز راه میره ودیگه بگم که هرچیزی که تو دستهای من وبابایی باشه برای مبینا عزیز میشه حتی آشغال ولی اسباب بازی ها اصلا در چشم مبینا خانم قشنگی ندارند ...
2 آذر 1390